وروجک

بدون عنوان

من هنوز حالم به هم میخوره چیکار کنم ؟  خیلی بد شدم بدتر از قبل. دیروز هم که تو کالج حالم بد شد خیلی وحشتناکه. نمیدونم چیکار کنم
18 فروردين 1390

بدون عنوان

الان تو هفته ۱۳ هستم بابایی هم که شنبه داره میره ایران و من برا دو هفته تنها میشم نمیخواست بره ولی خوب بعد از ۱۰ سال دلم نیومد بگم نرو. به امید خدا میره زودی برمیگرده ولی خوب ۲ هفته تنهایی و چیکار کنم از حالا دلم گرفته و نمیتونم نشون بدم از ترس این که پشیمون نشه.
18 فروردين 1390

صدای قلب من

گفته بودم غم غريبي دارد بهار كه دوستش نمي دارم اما يادم آمد تو كه نباشي هيچ فصلي را دوست نخواهم داشت.... ۱ آپریل ۲۰۱۱ وای خدای من صدای قلبتو شنیدم انگار اسب داره پیتکو پیتکو میکنه چقدر هم بلند بود محکم و قوی. بیچاره بابایی که بیرون بود و از صبح به عشق شنیدن صدات اومده بود نتونست صداتو بشنوه آخی دلم سوخت براش اینهمه پول داد هیچی هم گیرش نیومد. ...
18 فروردين 1390

قصه شنگول و منگول

این داستان یکی از داستانهای امیرثنا موقع خواب بود هر وقت میخواست بخوابه حتما باید اینو تعریف میکردم تا خوابش میبرد هر دفعه هم یه جور خاص بود حتما هم باید از خودش کمک میگرفتم ولی وقتی قصه تموم میشد ثنا هم غش کرده بود.حالا اینو اینجا میذارم تا برا نی نی خودم هم تعریفش کنم درست مثل ثنا.  بُز زنگوله پا   این داستان یکی از داستانهای امیرثنا موقع خواب بود هر وقت میخواست بخوابه حتما باید اینو تعریف میکردم تا خوابش میبرد هر دفعه هم یه جور خاص بود حتما هم باید از خودش کمک میگرفتم ولی وقتی قصه تموم میشد ثنا هم غش کرده بود.حالا اینو اینجا میذارم تا برا نی نی خودم هم تعریفش کنم در...
17 اسفند 1389

یه مادر بزرگ دیگه

امروز جودی رسما اعلام کرد که داوطلب نگهداری از تو هست و با خوشحالی گفت : آخ جون دارم ماذربزرگ میشم. رو من حساب کنید. تاوقتی که نخوای هم به کسی نمیگم. خودمونیم حسابی ذوق میکرد.خوب با این حساب  extra grand ma داری عزیز دلم. میدونی ۳ تا مامان بزرگ داری خوش به حالت!
17 اسفند 1389

اولین کاغذ گواهی حاملگی

بالاخره امروز بعد ۲ ماه رفتم دکتر البته از نوع عمومی هم برا سرماخوردگی هم برا تست حاملگی. اینجا اینا چقدر برا حاملگی ذوق میکنن کلی تبریک و شایر هم نگاههای حسرت بار. زودیهم آدرس بهم دادن برا گرفتن بیمه. امروز خیلی بدجور سرما خوردم دارم میمیرم هیچ دارویی هم که نمیشه استفاده کرد. ببینم کی میتونم برم برابیمه اقدام کنم. تازه امروز تولد بابایی هم بود . امروز واقعی واقعی ۴۰ سالش شد ولی خوب هیچ مراسمی در کار نبود آخه هم اون  سر کار بود هم من کلاس داشتم بازم شادي و بوسه ،          گلاي سرخ و ميخك ميگن كهنه نمي شه          تولدت ...
17 اسفند 1389

تنهایی

من اینجا خیلی تنهام اصلا نمیدونم باید چیکار کنم. هنوز هم که بیمه ندارم بدون بیمه هم که خیلی سخته تازه بعد ۲ ماه تونستم برم دکتر اونم عمومی. دارم سعی میکنم یه جا بیمه بگیرم آخرش فکر کنم دنیا بیایی تازه بیمه درست شه بدون بیمه فکر کنم ۲۰-۳۰ هزار تایی آب بجوری برام. دلم هم نمیجواد هر جایی برم . ترس افتاده تو دلم. دلم نمیحواد از دیتت بدم درسته که تو برنامه نبودب ولی دیگه الان سر تو با کسی شوخی ندارم. فقط خدا کنه همه چیز به خوبی بگذره.حس میکنم پسری نمیدونم چرا یه حسه ذیگه. من اینجا خیلی تنهام اصلا نمیدونم باید چیکار کنم. هنوز هم که بیمه ندارم بدون بیمه هم که خیلی سخته تازه بعد ۲ ماه تونستم برم دکتر اونم عمومی. دارم سعی میکنم یه جا بیمه بگیرم آخرش...
17 اسفند 1389
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به وروجک می باشد