یه راز کوچولو
امشب تونستم وارد وبلاگم بشم.خیلی سخته نوشتن چون جای حروف را فراموش کردم اما سعی دارم فارسی بنویسم. امشب تونستم وارد وبلاگم بشم.خیلی سخته نوشتن چون جای حروف را فراموش کردم اما سعی دارم فارسی بنویسم. هفته پیش بود روز ۵شنبه. بعد از اینکه با ثمینه حرف زدم دلم شک افتاد. تست کردم دیدم ای داد بیداد یه مهمون کوچولو بدون اجازه تو دلم اون ته ته ها جا گرفته اولش حسابی ترسیدم آخه من که مامان بازی بلد نیستم. اما خوب بعدش برام با مزه اومد با خودم گفتم این کوچولوی شیطون هم هنوز هیچی نشده منو شناخته و جای خودشو باز کرده. لابد الان وقتت بود که بیایی دیگه من بی تقصیرم. اسمتم که از قبل انتخاب کردیم فقط باید منتظرت بشیم که بیایی....
نویسنده :
مونا
4:19

